پایگاه اسلامی شیعی رشد

(www.roshd.org)
 
 
  مناسبت نامه > تاسوعای حسینی > تاريخ مناسبت: 1395/07/20    
 
 
 

 باسمه تعالي

«قهرمانی بزرگ»

قهرمانی‌های حضرت ابوالفضل (علیه السلام) در گذشته و حال، همواره مورد گفتگوی مردم بوده است. براستی یک تنِ سنگین از غم و اندوه، چگونه می تواند بر لشکر دشمن (شامل دهها هزار پیاده و سواره که همچنان تقویت می شود)، این گونه بتازد و خسارات سنگینی به آنان و ادوات جنگی‌شان وارد کند؟

مورخان درباره شجاعت آن حضرت در روز عاشورا می گویند که: هر گاه به لشکر درهم فشرده و مجهز به ادوات جنگی دشمن حمله می کرد، آنان در حالی که یکدیگر را زیر پا له می کردند و دلهایشان پریشان شده و هراس مرگ بر ایشان سایه افکنده بود، از ترس، راه خود را گم می کردند، از برابرش می گریختند و کثرت جمعیت، به حال سپاه دشمن سودی نمی بخشید.

علاوه بر قهرمانی‌های شگفت آور، در وجود عباس (علیه السلام) شهامت، بلندمنشی، وفاداری و همدردی مجسم شده بود. او در روزهای سخت و به هنگام محنت بزرگ برادرش امام حسین (علیه السلام)، همراه امام ماند و او را ترک نکرد. او علمدار امام بود و سرپرست امور و دست نیرومند امام به شمار می رفت. ابوالفضل (علیه السلام) در میان اصحاب و اهل بیت برادرش، روحیه عزم، ایستادگی و تصمیم بر شهادت و جانبازی در راه امام را می گسترد؛ در حالی که مرگ را سبک می گرفت و زندگی را ریشخند می کرد.

آنچه موجب عظمت جانبازی ابوالفضل در راه امام حسین (علیه السّلام ) و یاری اوست، آن است که این جانبازی به انگیزه برادری و خویشاوندی و دیگر اعتبارات مرسوم میان مردم صورت نگرفت، بلکه به انگیزه ای الهی و با خلوص نیت، در راه پروردگار بود.(1) رمز جاودانگی و عظمت جانبازی او در طول قرن‌ها و نسل‌ها نیز همین است.

راویان می گویند: "محبّت و اخلاص ابوالفضل نسبت به برادر، قلب امام را فراگرفته بود؛ تا آنکه عباس خود را فدای پیشوایش ساخت. امام حسین (علیه السّلام) دریغ می کرد و اجازه پیکار به او نمی داد؛ مگر پس از آنکه تمام اصحاب و مردان اهل بیت به شهادت رسیدند؛ زیرا توانمندی و حمایتگری برادر را تا وقتی که زنده بود، در کنار خود حس می‌کرد."...

اما سرانجام عباس (علیه السلام) بر زمین افتاد و آخرین سلام و درودش را برای برادر فرستاد :"یا اباعبداللّه ! سلامم را بپذیر."(2)

قلب سيدالشهدا (علیه السلام) شرحه‌ شرحه شد؛ دلش از هم گسیخت؛ به طرف علقمه شتافت؛ با دشمنان درآویخت؛ بر سر پیکر برادر ایستاد؛ خود را بر روی او انداخت و با چشمانی اشکبار  و قلبی آکنده از درد و اندوه گفت: "آه ! اینک کمرم شکست و راهها بر من بسته شد."(3)

نویسندگان مقتلها نقل می کنند امام (علیه السلام) هنگامی که از کنار پیکر برادر برخاست، نمی توانست قدم بردارد و شکست بر آن حضرت پدیدار شده بود، اما امام حسین (علیه السلام) صبور بود. با چشمانی اشکبار به طرف خیمه‌ها رفت، سکینه (دختر آن حضرت) به استقبالش آمد و گفت:" بابا! عمویم ابوالفضل کجاست؟"

امام (علیه السلام) غرق گریه شد و با کلماتی بریده بریده از شدت گریه، خبر شهادت او را داد. سکینه دهشت‌زده، مویه‌اش بلند شد. هنگامی که زینب کبری (علیها السلام) نیز از شهادت برادر که همه گونه خدمتی به خواهر کرده بود، مطلع شد، دست بر قلب سوزان خود نهاد و فریاد زد :"آه برادرم! آه عباسم! چقدر فقدانت بر ما سنگین است. وای از این فاجعه! وای از این سوگ بزرگ!"

بانوان حرم نیز که یقین به فقدان برادر یافته بودند، سیلی به گونه ها نواختند؛ سوگوار و اندوهگین. پدر شهیدان نیز در غم و سوگ آنان شریک شد و گفت :"یا ابا الفضل! چقدر فقدانت بر ما سنگین است!"(4)

آری! ابوالفضل العباس (علیه السّلام ) در روز عاشورا ایستادگی فوق‌العاده و اراده استوار و وصف‌ناپذیری از خود نشان داد و به عنوان يكي از بزرگترین سرداراني که انسانیت در قهرمانی‌ها و وفاداری برجسته‌اش همانندی برای او نمی شناسد، در عرصه تاریخ اسلامی، ظاهر شد.

(برگرفته از کتاب "زندگانی حضرت ابی الفضل العباس (علیه السلام)"، تألیف: "مرحوم باقر شریف القرشی")(5)

سایت رشد فرا رسیدن

تاسوعای حسینی،

سالروز بزرگداشت مقام

حضرت ابی‌الفضل العباس (علیه السلام)

را به عموم ارادتمندان آن حضرت، تسلیت می گوید.

پایگاه اسلامی - شیعی رشد


پاورقی‌ها:

1- حضرت، این نکته را هنگامی که در نبرد، دست راستش از تن جدا شد، با خواندن این رجز بیان کرد: "به خدا سوگند! اگر دست راستم را قطع کنید، من همچنان از دینم و امامِ درست‌باورم، حمایت خواهم کرد."

رجزها در آن زمان نمایانگر اهداف، اعتقادات و ارزشهایی بودند که رجز خوان به خاطر آنها پیکار می کرد و شهید می شد. رجز عباس (علیه السلام) به صراحت و روشنی نشان می دهد که ایشان برای دفاع از دین و ارزشهای اصیل اسلامی و حمایت از امام مسلمین می‌جنگید. این عوامل بود که حضرت را به جانبازی برانگیخت و نه عاملی دیگر.

2- مقتل الحسین مقرم، صفحه 282

3- مقتل خوارزمی، جلد 2، صفحه 30

4- مقتل الحسین مقرم، صفحه 283

5- متن فوق از ترجمه فارسی کتاب مذکور که توسط آقای حسن اسلامی صورت گرفته، انتخاب شده است.