پایگاه اسلامی شیعی رشد

(www.roshd.org)
 
 
  مناسبت نامه > عيد سعيد غدير خم > تاريخ مناسبت: 1387/09/27    
 
 
 

 باسمه تعالی

 

 « قضاوتی منطقی » 

" من در میان پیشینیان وگذشتگان از تو نرم لهجه تر و از نظر ارائه دلیل، نیرومندتر نیافته ام."

(بخشی از مکاتبه شیخ سلیم خطاب به علّامه شرف الدین)

 علامه سید عبد الحسین شرف الدین، یکی از عالمان بزرگ مکتب تشیع است. اینمرد بزرگ، همواره به دنبال راهی بود که بتواند مسلمانان را به آن اصل دینی که مراعات آن برهمه واجب است، بازگرداند و همگی را زیر پرچمی واحدجمع کندتا آنان برای یکدیگر برادرانی نیک و نمونه باشند.

او در مصر به این آرزوی خود نائل گردید؛ آن هنگام که به ملاقات پیشوای دینی اهل تسنن، یعنی "شیخ سلیم" رسید و درد دلش را با او درمیان نهاد. هردو عالم بزرگ، اتفاق نظر داشتند که دو طائفه شیعه و سنی مسلمانند و اختلاف عمده یشان در مساله امامت است. لذا با یکدیگر قرار می‌گذارند که این مساله را با بررسی دلایل دو طرف حل کنند و کتبا سوالات یکدیگر را جواب دهند. این پیشنهاد عملی می‌گردد و آن مکاتبات ارزشمند، در کتابی به نام "المراجعات"، جمع آوری می شود. ما در اینجا، تنها به ذکر نمونه‌ای از آن مکاتبات در خصوص مفهوم حقیقی حدیث غدیر که یکی از مهمترین ادله شیعیان در اثبات اصل امامت، بسنده می‌کنیم.

پس از آنکه علامه شرف الدین در نامه    اصل واقعه غدیر و شرایط رویداد آنرا را از منابع معتبر اهل تسنن نقل می نماید(در صورتی که شما نیز تمایل دارید در این زمینه بیشتر بدانید، می توانید به کتاب مذکور و یا "مقاله غدیر و اهمیت آن" مراجعه نمایید.)، شیخ سلیم در نامه خویش این گونه می‌نگارد:

·       "لفظ مولا در قرآن به معانی متعددی استفاده شده است، گاهی به معنای وارث، مواردی صدیق و گاهی هم به معنای سزاوارتر به تصرف.

در این راستا، اهل سنت منظور پیامبر از حدیث غدیر را این گونه بیان می‌کنند: کسی که من ناصر، صدیق یا دوست او هستم، علی نیز چنین است. البته تاویل آنها برخاسته از این ماجراست: در سفری که علی با جمعی به یمن رفته بود، او در راه خدا به افرادی سخت گرفت. آنها نیزدرباره او حرف زدند و براو عیب گرفتند. رسول خدا برای اینکه گفته ی بدگویان را رد نماید، بعد ذکر فضائل علی در مورد وی بالخصوص گفت : "هرکس من ولی او هستم، علی ولی اوست." سپس درمورد اهل بیت به صورت عمومی حدیث ثقلین(1) را فرمود. لذا اهل سنت می‌گویند در این حدیث دلیلی برامامت وجود ندارد."

علامه شرف الدین در پاسخ، اینگونه نگاشت:

·         "...شما ارزش رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را می‌دانید واز حکمت آن حضرت و عصمتش مطلعید و نیز می‌دانید که از روی هوس سخن نمی‌گوید و تنها، چیزی را می‌گوید که به او وحی شده است.

حال اگر فلاسفه غیر مسلمان از شما بپرسند: چرا پیامبرتان هزاران نفر را در گرمای سخت و در صحرای بدون آب و گیاه متوقف نمود؟ چرا درآغاز سخن از مرگ خویش خبرداد؟ چرا گفت من مسئولم؟ راستی راجع به تبلیغ کدام حکم، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مورد بازپرسی قرار می‌گرفت؟ چرا از حق بودن بهشت و آتش و مرگ و قیامت پرسید؟ بر چه اساس عترت را هم وزن کتاب خدا قرار داد؟به راستی چراپیامبر ازآنها گواهی گرفت که "مگر من از شما به خودتان سزاوارتر نیستم؟"و بعد فرمود "هر کس من مولای او هستم، پس این علی مولای اوست." واقعا هدف او از این همه تلاش و به وجود آوردن چنین محشری چه بود؟ این چه مسأله مهمی است که اگر پیامبرتان آن را نرساند، رسالتش را انجام نداده است؟

آیا شما خود راضی به این جواب می‌شوید که: "منظور خدا و رسولش از همه اینها، بیان دوستی مردم با علی بود."

آن وقت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، متّهم به توضیح واضحات نمی‌شود؟ آیا واقعا آن حضرت متهم نمی‌گردد که مقدماتی را بیان نمود که هیچ ربطی به اصل مطلب ندارند؟

شما بالاتر از آن هستید که جائز بشمرید رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) تمام عزم و همتش را صرف بیان چیزی کند که نیاز به توضیح ندارد و وی را منزه ار آن می‌دانید که افعال و اقوالش مورد ایراد فلاسفه و عقلاء بشر قرار گیرد.

اما حقیقت ماجرایی که باعث می‌شود اهل سنّت حدیث غدیر را آنگونه که نقل نمودید، ترجمه کنند، این است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دوبار، یعنی بار اول در سال هشتم هجری و بار دوم در سال دهم هجری، علی (علیه السلام) را به یمن فرستاد. پس ازبازگشت ازسفراول بود که عده‌ای شکایت او را پیش رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بردند.

پیامبر نیز از آنها سخت ناراحت شد، اما در بار دوم، بعد از سفر وی در حجة الوداع، به پیامبر پیوست و این بار           هیچ کس درباره او سخنی به آن حضرت نگفت و حتی ایشان پیش از واقعه غدیر، علی (علیه السلام) را شریک قربانی خود نیز نمود. پس نیازی نبود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حدیث غدیر را برای رد چنین افرادی ایراد نماید.

به علاوه حتی اگر افرادی هم ازاو شکایت کرده باشند، لازم نبود که پیامبر این همه مقدمات را فراهم نماید؛ بلکه تنها اگر جملاتی می‌گفت که گفته مخالفانش را رد نماید و دلالت بر فضیلت و جلالت قدر او داشته باشد، کافی بود."

ودر مقابل این منطق، شیخ سلیم اینگونه سرتسلیم فرود می‌آورد:

·         "من در میان پیشینیان و گذشتگان، از تو نرم لهجه تر و از نظر ارائه دلیل، نیرومندتر نیافته ام. با آن قرائنی که اشاره کردی، حق آشکار و پرده شک از چهره یقین برداشته شد. برای ما هیچ وقفه باقی نمانده که مراد از ولی و مولی در حدیث غدیر، تنها اولی به تصرف بودن و سرپرستی است. اگر منظور ناصر و یا کلماتی شبیه آن بود، سائل،درخواست فرودآمدن عذاب را نمی‌کرد.(2) روی این اصل، نظر و اعتقاد شما در معنی مولا ثابت و مسّلم است."

 

(برگرفته از کتاب المراجعات، تألیف مرحوم علامه شرف الدین(ره))

 

سایت رشد فرارسیدن

عید بزرگ الهی و هنگامه اعلان رسمی ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)،

عید سعید غدیر خم

را به تمامی مسلمانان جهان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

 

به همین مناسبت، سایت رشد چند  پشت زمینه طراحی نموده و تقدیم می نماید. در صورت تمایل می توانید با کلیلک بر روی عکس مورد دلخواه، آنرا دریافت نمائید.



 

     

پایگاه اسلامی شیعی رشد

 

پاورقی ها:

1- اشاره به حدیث مشهور و متواتر ثقلین که مورد اتفاق مسلمانان است و در منابع معتبر شیعه و اهل تسنن ذکر گردیده است. بر اساس آن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: " من در میان شما دو چیز گرانبها باقی می گذارم: کتاب خدا و عترت من، اهل بیت من، تا هنگامی که به این دو تمسک جوئید، هرگز گمراه نمی شوید. " (صحیح مسلم، جلد 5، باب فضائل علی)- صحیح ترمذی، جلد 5، صفحه 328- مسند احمدبن حنبل، جلد 3، صفحه 17و ...

2- اشاره به داستان نعمان بن حارث فهری که بعد از مراسم غدیر، خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت:"...این (موضوع) ازجانب خودت بود یا از جانب خدا؟" رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:"به خداسوگند که این دستور از ناحیه ی خود او بود." نعمان برگشت درحالیکه می گفت:خدایا اگر این سخن حق است و ازجانب تو، سنگی از آسمان برسرمن ببار. پس خدای تعالی باسنگی آسمانی برسرش کوبید و او کشته شد و آیه آغازین سوره معارج نازل گردید. (این موضوع در منابع متعدد اهل سنت ذکر گردیده است که برای اطلاع بیشتر می توانید به جلد اول کتاب الغدیر و یا تفاسیر شیعی ذیل آیه اول سوره معارج، مراجعه نمائید.)