پایگاه اسلامی شیعی رشد

(www.roshd.org)
 
 
  مناسبت نامه > رحلت حضرت زينب کبری (سلام الله عليها) > تاريخ مناسبت: 1382/06/21    
 
 
 

باسمه تعالی

 

« یک قلب و دو محبت، هرگز... »

 

از آنجا که فطرت هر انسان آگاه و بیدار دل، همواره او را به کمال طلبی و تکامل، رهنمون می‌گرداند و همچنین به روشنی می‌دانیم که کسب همه کمالات و زیباییها، در سایه تقرب به ذات الهی و آن کمال مطلق است؛ اولین گام در جهت تقرب به خدا، کسب معرفت و شناخت آن ذات زیبای کامل می‌باشد و کسی که پس از چهارده معصوم به این مقام شامخ معرفت الهی دست یافته است، حضرت زینب کبری می‌باشد، مراتب و درجات معرفت ایشان قابل وصف نیست، ولی برحسب اشاره، چند مورد از اظهار مراتب معرفتش را ذکر می‌کنیم.

حضرت زینب (علیه السلام) حتی در زمان کودکی و سنین پایین، دارای معرفتی والا و عالی بودند، روزی از پدر خویش، حضرت علی (علیه السلام) سؤال کردند، آیا مرا دوست داری؟ حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: آری، آنگاه آن حضرت در جواب پدر فرمود: دو محبت ـ محبت خدا و محبت فرزندان ـ در قلب مؤمن نمی‌گنجد. پس سر و اساس این دوستی و محبت به این دلیل است که محبت خالص و واقعی از آن خدا و شفقت و دلسوزی از آن فرزندان می‌باشد و این علاقه و محبت به خاطر خدا می‌باشد. امیرالمومنین (علیه السلام) نیز در پاسخ، ایشان را تأیید کرده و ستودند.(1) این میزان از معرفت آنهم در دوران طفولیت نشان از یک شناخت عمیق باطنی در وجود زینب کبری دارد و یا در روز عاشورا، وقتی دست طفل خویش را گرفته و خدمت حضرت سید الشهداء آورد و از آن حضرت استدعا کرد تا آن را قبول کند، فرمود: اگر چنانچه جهاد و قتال بر زنان وارد شده بود، هر آینه هزار هزار جان نثار جانان می‌نمودم، چه معرفتی است که او را وا می‌دارد تا فرزند خردسال خویش را با دست خود در راه خدا قربانی کند، و به خوبی روشن است که آنچه او را الگوی همیشگی صبر و ایثار معرفی نموده است، معرفت و شناخت والای او به خدای متعال و حجت اوست.

امید است که ما نیز بتوانیم قطره‌ای از دریای معرفت آن مظلومه را به ارمغان از این بزرگوار، الگو بگیریم.

 

« برگرفته از کتاب خصایص زینبیه، صفحه 225، تالیف مرحوم آیت الله سید نور الدین جزائری »

 

سالروز وفات

مظهر صبر و استقامت، پیام آور عاشورا و احیاگر نام کربلا،

حضرت زینب کبری (علیها السلام)

بر شیعیان جهان تسلیت باد.

 

پایگاه اسلامی شیعی رشد

 


پاورقی:

1-      خوارزمی، جلد 1، صفحه 122.