پايگاه اسلامي شيعي رشد
(www.roshd.org)
 
 
امام زمان - طول عمر و غیبت
متن سوال:

 چطور امام زمان بعد از اين همه سال زنده هستند و چطور ايشان غيبت نمودند؟


متن جواب:

امروزه بر اساس يافته هاي پزشکي ثابت گشته است که تمامي اعضاء و جوارح بدن آدمي توانايي ادامه حيات بيشتر از طول عمر متوسط بشر را دارا هستند و عمر کوتاه بشر غالبا به علت استفاده نابجاي او از بدن و اعضاي خويش است . اگر اين يافته پزشکي را نادرست نیز در نظر بگيريم و يا از آن صرف نظر کنيم ، باز هم طول عمر امام زمان (عج) منطقي و معقول است ؛ چرا که اراده و مشيت خداوند بر اين امر قرار گرفته است و او انجام دهنده هرچه اراده نمايد(1) و قادر مطلق است . خداوندي که انسان را از هيچ و عدم محض آفريده است ، و اين عالم و کهکشانها و آسمان با آن عظمت و . . . همه و همه را خلق نموده ، آيا از حفاظت انسان در برابر ساير عوامل که آن عوامل نيز مخلوقات او و در تحت اراده اوست ، عاجز است؟

 به علاوه در طول تاريخ ، مورخين افراد فراواني را ذکر نموده اند که داراي عمر به مراتب بيشتر از امام زمان (عج) بوده اند . به عنوان مثال براي اين گونه افراد ، خداوند تنها مدت رسالت حضرت نوح (علیه السلام) را در قرآن 950 سال ذکر مينمايد (2) و در کتب تاريخي و روايي ، عمر آن حضرت 2500 سال ذکر گشته است . همچنین مسلمين درباره حضرت عيسي (علیه السلام ) نيز بر طبق قرآن کریم اعتقاد بر حيات ايشان دارند و معتقدند ايشان هنوز هم زنده هستند .

غيبت حضرت مهدي (عج) به معني عدم حضور آن بزرگوار نيست ؛ بلکه به معناي عدم شناخت آن حضرت توسط مردم است . در روايات ائمه معصومين (علیهم السلام ) آمده است که امام مهدي همانند حضرت یوسف در بين مردم است و در کوچه ها و بازارهاي آنان راه ميرود ، اما آنان او را نمی شناسند(3) و يا آمده است که آن حضرت در مراسم حج شرکت می کنند و مردم نیز امام مهدی (عج) را می بینند ، اما ایشان را نمی شناسند.(4)


 
1-‘‘ فعال لما يريد ‘‘ ، ‘‘ آنچه را مى‏خواهد انجام مى‏دهد! ‘‘ ( سوره بروج ، آيه 16) (1
 
2-‘‘ و لقد ارسلنا نوحا الى قومه فلبث فيهم الف سنة الا خمسين عاما فاخذهم الطوفان و هم ظالمون ‘‘ ، ‘‘ و ما نوح را بسوى قومش فرستاديم و او را در ميان آنان هزار سال مگر پنجاه سال، درنگ كرد؛ اما سرانجام طوفان و سيلاب آنان را فراگرفت در حالى كه ظالم بودند.’‘ ( سوره عنكبوت ، آيه 14)(2
 
3-قال الصادق ( علیه السلام ) : ‘‘ إن فی القائم سنة من یوسف . . . إن إخوة یوسف کانوا اسباطا أولاد انبیاء تاجروا یوسف و بایعوه و هم إخوته و هو أخوهم فلم یعرفوه حتی قال لهم ‘‘ أن یوسف و هذا أخی ‘‘ . . . فما تنکر هذه الأمة أن یکون الله عز و جل یفعل بحجته ما فعل بیوسف أن یکون یسیر فی ما بینهم و یمشی فی اسواقهم و یطأ بسطهم و هم لا یعرفونه حتی یأذن الله عزوجل له أن یعرفهم نفسه کما اذن لیوسف حین قال لهم :’‘ هل علمتم ما فعلتم بیوسف و أخیه إذ انتم جاهلون ، قالوا إنک لأنت یوسف ، قال أنا یوسف و هذا أخی ‘‘ (سوره یوسف ، الآیه 90 و 89) ‘‘ .
امام صادق (علیه السلام ) فرمودند : ‘‘ قائم از یوسف سنتی در خود دارد . . . برادران یوسف نوادگان و فرزندان پیامبران بودند و در حالیکه آنان برادر یوسف بودند و یوسف ( نیز ) برادر آنان بود ، اما او را نشناختند تا آنکه یوسف به آنان گفت : ‘‘ من یوسف هستم و این ، ( بنیامین ) برادر من است ‘‘ . . . پس این امت چرا انکار می کنند که خدای عز و جل با حجت خود همان کند که با یوسف کرد ، بطوریکه او در بین مردم سیر کند و در بازارهایشان راه رود و پا روی فرش آنان بگذارد در حالیکه او را نشناسند تا خداوند به او اجازه دهد تا خود را به آنان معرفی کند همانگونه که به یوسف اجازه داد هنگامی که به برادران خویش گفت : ‘‘ آيا دانستيد با يوسف و برادرش چه كرديد، آنگاه كه جاهل بوديد؟! گفتند: ‘‘ آيا تو همان يوسفى؟!’‘ گفت: ‘‘(آرى،) من يوسفم، و اين برادر من است! . . . ‘‘ (سوره یوسف ، آیه 90 و 89) ‘‘
(3
 
4-قال الصادق ( علیه السلام ) : ‘‘ والله إن صاحب هذا الأمر لیحضر الموسم کل سنة فیری الناس و یعرفهم و یرونه و لا یعرفونه ‘‘ ، امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : ‘‘ به خدا قسم صاحب این کار ( امام مهدی (عج)) هر سال در موسم (حج) حاضر می شود و مردم را می بیند و می شناسد و مردم نیز او را می بینند ، اما نمی شناسند. ‘‘ ( کمال الدین ، جلد 2 ، صفحه 440 )(4